کارتر لو خالق، کارآفرین و مدافع خودمراقبتی
زمان مطالعه: 5 دقیقه

قوانین برای مرحله نهایی مسابقات

زندگی بدون موقعیت های متشنج در روابط با شخص غیرممکن است. چگونه با کمترین ضرر از دعوا خارج شویم؟ چگونه به درستی نزاع کنیم تا این مسابقه با رابطه جنسی آشتی جویانه پایان یابد؟

زندگی بدون موقعیت های متشنج در روابط با یک شخص غیر ممکن است، مگر شاید در یک جهان ایده آل. نویسنده قوانینی را پیشنهاد می کند که به نزاع "دوستانه با محیط زیست" ، "بی خون" و خارج شدن از آن "با ضرر کمتر" کمک می کند.

و اکنون، در تعقیب و گریز، نحوه نزاع ما را به اشتراک می گذارم. همین دیروز ما یک کار بزرگ داشتیم، و امیدواریم این تجربه به کسی کمک کند مسیر خود را به روشی متفاوت طی کند. من حتی نمی دانم چگونه: سازگارتر با محیط زیست؟ بی خون تر؟ با ضرر کمتر؟ نه، من نمی توانم برای کسی آرزوی زیان کمتری داشته باشم، بگذار هرکس دقیقا همان چیزی را که باید از دست بدهد از دست بدهد. بنابراین، بدون آرزو: در اینجا تجربه ما است، آنچه را که نیاز دارید بردارید.

در پنج سال آشنایی و سه سال ازدواج، ما تجربه خوبی از نزاع ها را جمع آوری کرده ایم. ما مرتب قسم می‌خوریم، دوبار از چیزها جدا شدیم. دعواهای ما به صمیمیت بیشتر ختم می شود، پس از آن که موانع بر سر راه رابطه ما در آتش می سوزند. من نمی خواهم برچسب بزنم ، آنها می گویند ما زوج خوشبختی هستیم ، ما همدیگر را دوست داریم - من اینقدر نمی فهمم. در کل همه چیز مثل مردم هنوز با هم هستیم و داستان ما با هم ادامه دارد. این برای من کافی است.

هر چیزی می تواند دلیلی برای نزاع باشد، صحبت در مورد آن فایده ای ندارد. موضوع دعوا در اعماق همیشه به یک چیز خلاصه می شود: "تو به اندازه کافی مرا دوست نداری". و اگرچه ما هرگز این کلمات را به زبان نمی آوریم، اما فکر می کنم این موضوع پشت همه دعواهای مردم است.

جالب ترین چیز این است که چگونه نزاع اتفاق می افتد.

با تنش آغاز می شود. یکی از ما زخمی می شود و به دفاع از او می آید. کینه، خنکی، نزدیکی، خار وجود دارد. باشه تنش شروع شده

بهتر است فوراً صحبت کنید، در غیر این صورت تنش به احتمال زیاد افزایش می یابد و بعداً باید همچنان صحبت کنید، اما طولانی تر. در عین حال صحبت با زخم زنده یا زمانی که یکی از ما به نحوی ضعیف شده است، مثلاً با شکم خالی یا در روز اول قاعدگی مفید نیست. مکالمه ای وجود نخواهد داشت، بلکه دعوا می شود، زخم های بیشتری ایجاد می شود، سپس به داخل سنگرها خزیده و گفتگو را تحمل می کند. اگرچه، از سوی دیگر، در یک مبارزه می توانید برخی از زخم های قدیمی، اسکلت های عمیقا پنهان را از بین ببرید و این می تواند بسیار مفید باشد. سوال این است که به چه قیمتی.

به هر حال باید صحبت کنیم. گفت و گو به نظر من شرط اصلی یک رابطه است. اگر گفت و گو در مورد حداقل یک موضوع از بین برود، رابطه احتمالاً فرو می ریزد.

من واقعاً به بخشش و پذیرش به طور پیش فرض اعتقاد ندارم. ابتدا باید خودت را توضیح بدهی و بعد ببخشی و بپذیری که خود به خود اتفاق می افتد، احتمالاً اگر عشق وجود داشته باشد.

پس جداسازی ما با این جمله آغاز می شود: «بیا صحبت کنیم». این بدان معناست که هر دو آماده هستند و می خواهند خودشان را توضیح دهند. بسیار مهم است: هر دو، می خواهند، آماده هستند.اگر یک چیز وجود ندارد، بهتر است آن را به تعویق بیندازید، بی جهت دردناک خواهد بود.

درد لازم و مفید است، اما اگر برای آن آماده باشید.

سپس قوانین اساسی نمایش را یادآوری می کنیم.

قاعده اول: یاک یا پوک نکنید (از سری «تو چنین هستی، من آنطور هستم»). روابط «ما» هستند. ما به میل خودمان وارد آنها شدیم، می خواهیم آنها را ادامه دهیم و هیچکس مقصر نیست. دو نفر تانگو می رقصند. شما می توانید رابطه را ارزیابی کنید، اما نه خودتان و نه شریک زندگی تان. محافظت از یکدیگر در برابر اتهامات از همان ابتدا بسیار مهم است. و اگر یکی از ما به آنجا سر بخورد ("این همه به این دلیل است که شما...")، دیگری حق دارد قانون اول را به آرامی یادآوری کند.

قاعده دوم: گفتن: «احساس می کنم این و آن». یعنی از خود و تنها خود صحبت کردن. آنچه را که طرف مقابل می گوید تعبیر نکنید، به دیدگاه یا احساسات او حمله نکنید ("آنچه شما می گویید کاملاً مزخرف است، همه چیز اشتباه بود")، او را از صحبت کردن منع نکنید ("بس کن، من آن را صد بار شنیده ام" قبلا، پیش از این"). در عین حال، فقط در مورد رابطه از خود صحبت کنید، نه از دیگری ("من احساس می کنم که هستیم"، اما نه "من احساس می کنم که شما هستید").

اگر بتوانیم واضح صحبت کنیم، 80٪ از مشاجرات ما در این مرحله پایان می یابد و به رابطه جنسی تبدیل می شود. چون شور لحظه می ماند و تداخل می رود و با این شور چه کرد؟

اگر نه، ادامه دهید.

قاعده سوم: آنچه را که در یک رابطه کم دارید بیان کنید همانطور که دوست دارید آنها را ببینید، و آنچه را که خودتان برای این کار آماده هستید انجام دهید. اندکی نگاه به آینده، کمی رویاپردازی، اما باز هم فقط با خود صحبت کردن. این راه را به جلو باز می کند و حتی اگر هنوز همه چیز گفته نشده باشد، پس از اطمینان از حسن نیت یکدیگر از هم جدا می شوید. آن وقت دنیا باز خواهد گشت، اگر نه الان، پس صبح.

و سرانجام در مورد عشق. من واقعاً نمی دانم چیست، اما فکر می کنم گاهی اوقات او را برای آیونا مانند سنگی در وسط اقیانوس احساس می کنم. وقتی در دریا طوفان (نزاع) می‌شود، دیده نمی‌شود، اما به محض فروکش کردن امواج، برهنه می‌شود و مثل قبل، تکان‌ناپذیر در میان اقیانوس می‌ایستد. و سپس همه نزاع ها و جداسازی ها در مقایسه با میل به در آغوش گرفتن مضحک به نظر می رسند. و بغل می کنم.

نویسنده: ihavesage