چرا زندگی بدتر می شود?

وقتی هیچ چیز کار نمی کند و همه چیز بد پیش می رود در زندگی چه باید کرد؟ چگونه می توان بر روزهای سخت غلبه کرد و زندگی را برای بهتر شدن بهبود بخشید؟ چرا همه چیز بد است و مقصر کیست؟

همه اطرافیان به جز شما خوب کار می کنند. مردم ازدواج می کنند، ماشین می خرند، به آپارتمان های جدید نقل مکان می کنند، در روابط شاد هستند، به اهداف می رسند، زیاد سفر می کنند و هر کاری که می خواهند انجام می دهند. اما شما نه. همه چیز با تو متفاوت است. همه چیز با شما بد است و بدتر و بدتر می شود. چرا زندگی بدتر می شود و همچنین از آن دور می شود؟

وقتی همه چیز آنطور که شما برنامه ریزی کرده اید پیش نمی رود، اغلب احساس خوبی نداریم. در نتیجه به نظر می رسد که زندگی بر خلاف دیگران شکست خورده است. شما یک بازنده هستید و هیچ چشم اندازی در زندگی ندارید. اما اینطور نیست. اصلا موضوع این نیست.

دلایل زوال زندگی

زندگی ما از خوشه ها یا پازل های مختلف تشکیل شده است. این کار، زندگی شخصی، ماشین، آپارتمان، چیزها، سرگرمی ها، خواسته ها، اهداف، رویاها است. ما باید تصویر کامل را داشته باشیم وگرنه خوشحال نخواهیم شد. اگر یک یا چند قطعه کم داشته باشیم، احساس ناراحتی می کنیم. مشکلات در زندگی شخصی یا در محل کار می تواند ما را افسرده کند.

با هوشیاری آنچه را که می خواهید یا ندارید ارزیابی کنید. اغلب ما به دلیل یک چیز جزئی نگران بیهوده هستیم، زمانی که مشکل دور از ذهن است. شما ماشین جالبی ندارید، اما چقدر به آن نیاز دارید؟ شاید یک آنالوگ ارزانتر چندان بد نباشد؟ آیا می خواهید با یک خانم جهانی که ظاهر و شخصیت کاملی دارد قرار ملاقات بگذارید؟ اما شما چقدر کامل هستید؟ آیا می خواهید یک کار جالب داشته باشید و هیچ کاری انجام ندهید؟ این اتفاق نمی افتد. همه چیز را باید با زمان و تلاش پرداخت کرد.

نبود چند خوشه یا معما دلیل اشتیاق ماست، اما گاهی زندگی ما به تدریج فرو می ریزد. به جای بهبود وضعیت، اوضاع بدتر و بدتر می شود. مشکلات ماهیت شخصی، کار، خانه. هنگامی که گروه های کاملی از خوشه ها از تصویر تا شده خارج می شوند، ما شروع به نگرانی و وحشت می کنیم.

شما رابطه داشتید، اما از هم جدا شدید. کار داشتی ولی اخراج شدی شما نقشه هایی داشتید، اما آنها دچار یک فروپاشی شدید شدند. ممکن است ضررهای زیادی داشته باشد. نتیجه احساس فاجعه و ناامیدی است. به نظر می رسد زندگی بدتر و بدتر می شود. ما سختی هایی داریم که قبلا وجود نداشت. این پایان جهان است که ما کنترلی بر آن نداریم. زندگی از هم پاشید و تکه هایی از آرزوهای ما را در هم کوبید.

چرا زندگی بدتر می شود و چه باید کرد؟

چرا همه چیز در زندگی بدتر می شود؟ شما کاری را انجام نمی دهید که بتواند آن را بهبود بخشد، یا کاری کاملا اشتباه انجام می دهید. شما کنترل خود را از دست داده اید و زودتر از موعد آرام شده اید. در نتیجه وقتی تعداد خوشه های شادی کمتر می شود و حفره ها و کمبودها بیشتر می شود، تصویر دنیای شما از بین می رود.

بایست، آرام باش و از سقوط دست بردار

مهمترین چیز این است که خودت را بیهوده نکشی. شما در موقعیتی هستید که مناسب شما نیست. شما دقیقاً همان جایی که می خواهید نیستید. اما این دلیلی برای رفتن به افسردگی یا باور به پایان زندگی نیست. بخار را بگذارید و سرعت را کم کنید. متوقف کردن. شما کار اشتباهی انجام می دهید یا اصلاً کاری انجام نمی دهید.

برنامه زندگی شما، یا فقدان آن، آنطور که باید کار نمی کند. اگر در یک چاله افتادید، اولین کاری که باید انجام دهید این است که حفاری را متوقف کنید.

در مورد موقعیتی که در آن قرار گرفته اید بیندیشید

چه اتفاقی برای شما افتاده یا نه؟ چه چیزی باعث بدخلقی شما می شود؟ مشکل یا مشکلات چیست؟ تمام ناراحتی های خود را به خوشه ها تقسیم کنید و جداگانه فکر کنید. چرا در این شرایط هستید و چگونه می توانید آن را برطرف کنید؟ چرا احساس می کنید زندگی بدتر می شود؟ کجا را از دست داده اید و چه چیزی را اشتباه محاسبه کرده اید؟ با دقت و هوشیاری موقعیتی را که در آن قرار دارید ارزیابی کنید.

با برنامه ای بیایید که کارساز باشد

هیچ چیزی در زندگی بدون یک برنامه ارزشمند به دست نمی آید. شما با جریان حرکت خواهید کرد، یا به طور تصادفی از این طرف به آن طرف خواهید رفت. همه اینها به حل و فصل اوضاع کمک نمی کند. وقت آن است که از مغز خود استفاده کنید و از پتانسیل کامل آنها استفاده کنید. این طرح می تواند در مورد شغل، زندگی شخصی، سلامتی و هر چیز دیگری باشد. برای هر قسمت از زندگی خود برنامه ریزی کنید تا اجازه ندهید همه چیز منحرف شود.

1. چه اهدافی باید تعیین شود و به چه معیارهایی باید توجه کرد؟

2. برای معکوس کردن سیر وقایع به سمت بردار مثبت به کجا باید حرکت کنیم؟

3. چگونه در یک هفته، ماه یا سال به آنچه می خواهید برسید؟

4. در این شرایط دقیقاً چه چیزی می تواند به شما کمک کند؟

5. برای تغییرات مثبت چه کاری باید انجام شود؟

6. شما باید هر روز روی چه چیزی کار کنید و وقت و انرژی خود را اختصاص دهید؟

7. چه دانش یا تجربه ای ندارید؟

8. در مقیاس جهانی به کجا برویم؟

9. آیا اولویت های درستی دارید؟

10. چه کسی یا چه چیزی شما را متوقف می کند و رویاهای شما را برآورده نمی کند؟

11. چه طرحی مطمئناً مؤثر است و چقدر واقع بینانه است؟

​​

12. آیا از مشکلات اجتناب می کنید یا آنها را حل می کنید؟

13. چه کسی می تواند کمک یا نصیحت کند؟

14. چه چیزی را باید آموخت یا تجربه کرد؟

15.چگونه می توانید امروز تغییر ایجاد کنید؟

طرحی ارائه دهید که کار می کند. سپس می توانید بگویید که برای بهبود وضعیت خود تلاش می کنید. شما خودتان پازل یا خوشه مورد نظر را ایجاد می کنید. شما مشکلات خود را که قبلاً به وجود آمده بود حل می کنید.

چرا زندگی بدتر می شود؟ شما آرام هستید یا آنچه را که لازم است انجام نمی دهید. می توانید روی یک لیوان بنشینید، دچار افسردگی شوید یا برای خود متاسف شوید. و می توانید وضعیت را تجزیه و تحلیل کنید و سپس به اصلاح آن اقدام کنید.

چرا زندگی کامل نیست؟ او چنین نخواهد بود، اما می توان او را کاملاً مرفه و شاد کرد. برای شاد بودن نیازی به چیزهای زیادی ندارید، اما برای آن اندک باید کمی تلاش کنید. و چقدر حاضرید برای خوشبختی خود وقت و تلاش بپردازید؟ به ازای 5 کوپک، برای خوش شانسی یا مجانی، به یک زندگی شاد نمی لغزید.